زاویه تاریک 2

بهادرانیbahadorani

اگر چه با گذر از مراحل مختلف تاریخ وقرار گرفتن در نشئه ی دیگری از آن ، تغییرات چشمگیر و بی اندازه ای در روح وجسم جهان به وجود آمده است ، اما این تغییرات ،فراتر از شکل روساخت آن که به تعبیری مدرن شده است ،برای اکثریت مردم روشن نیست. در واقع ما امروز در جهانی قرار گرفته ایم که شاکله ی اصلی و شالوده ی نظری آن هنوز برای میلیاردها تن از ساکنان آن غریب و ناآشناست . از جهانی صحبت می کنیم که عده ای خاص طراح آن بوده اند و همچنان نیز همین خواص هستند که سعی در باز ساخت دیگر باره ی آن دارند وکثیری از مردم با این فعل بیگانه اند واین بیگانگی نه در چشم گشوده بر دنیای بیرون بلکه در ذهن و جان آنهاست، و از همین روست که پرسشهای بسیار در این عرصه طرح شده و میشود و در بعضی از حوزه ها از جمله حوزه ی هنر ، این امر چراییهای بسیاری را رقم زده است، سوالاتی که هرچند تکرارپاره ای از آنها ملال آور شده است اما تا وقتی پرسشگر به پاسخ روشن نرسد بی نیاز از طرح آن نیست . سوالاتی از این دست :

 

افعال و اندیشه هایی که جهان جدید را ساخته است کدامند ؟ چه چیزی جهان جدید را در مقابل جهان قدیم قرار میدهد؟ واژه هایی چون سنت ، مدرنیته ، مدرنیسم و پست مدرن در چه زمانی مطرح میشود و زاده ی چه اندیشه ای است، و روی صحبت با کدام مخاطب دارد؟ نقش هنر در این مرحله از زمان چیست ؟ وجایگاه اندیشه های فردی و گروهی در این راه کدام است؟ چه اندازه تلاشگران عرصه هنر امروز ما با یافته ها و رویکرهای جهان جدید آشنا و همسویند؟ هنرمند معاصر ما از کدام منظر به جایگاه فرهنگی خود می نگرد؟ سیر تاریخی این فرهنگ که با اطمینان نمی توان به روشنی گذشته ی آن شهادت داد، چقدر از تاریکی های   پیش رو را روشن ساخته است؟ جدا از تاثیر بارز و بایسته ی افکار جدید در حیطه ی فرهنگ، آیا به صرف تقلید کور کورانه از حرکتهای هنری معاصر در دیگر جاهای جهان میتوان هنرمندی را معاصر دانست ؟ واز جانب دیگر آیا به صرف پافشاری بر سنتها و جزمیت در این امر میتوان قائل به اصالت او در این زمینه شد؟ ودر مرتبه ی دیگر که بسیار بحث بر انگیز و مناقشه آمیز است،اینکه آیا میتوان در ظرف مدرنیسم مظروفی از سنت ریخت و بی هیچ تحلیلی به خورد ذائقه های چند وجهی داد و همچنان خرسند ماند؟که البته این پرسش آخر نه در مورد هنر اصفهان و ایران بلکه در یک موضع فراگیر متوجه همه ی جنبشهای فکری و فرهنگی در جهان جدید است. همان جهانی که از او به عنوان غریبه یاد کردیم که شاید خودبیگانگی در هنر امروز ، زاده ی همین تاریکی در زادگاه جدید است. اما اینها گفته نشد که به پاسخهای مدرسه ایش دل خوش کنیم وخود را بی نیاز بدانیم ،که بسیار از این دست پاسخهای دل آزار شنیده ایم و ره به مقصد روشن نبرده ایم ،اینها گفته شد تا پرسشی بزرگتر و بنیادی تر در این حوزه مطرح شود باشد که تضارب افکار به پاسخی در خور بیانجامد . ودریچه ای در این تاریکی بگشاید، که در تاریکی نشستن ……..

خبرنامه داخلی انجمن هنرمندان نقاش اصفهان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *