جای خالی نقد

بهادرانیbahadorani

 

اصفهان را شهر هنر می شناسند و می نامند، اما روشن نیست که مقصود کدام هنر است، توان و نگاه  هنری هنرمندان امروز یا آثار به جای مانده از هنرمندان دیروز؟ چنانچه منظور آثار گذشته گان است افتخار آن نیز باید نصیب گذشته گان باشد و ما تنها میراث دار آن، گذشته گان چنانچه برگ زرینی در تاریخ نگاشته اند بی شک سهم خود را اداکرده اند و شایسته ی تقدیر و پاس داشت، اما امروزیان چه کرده اند ؟ از کیسه ی گذشته گان تا کی می توان خرج کرد؟ و به پای خود نوشت و گفت اینجا مهد هنر است، آیا بهتر نیست بگوییم اینجا روزی مهد هنر بوده است! یا همچنان به شهر هنر بودنش باور داریم؟ بخش زیادی از این نوع سخنان که بیشتر در محاورات اجتماع ویا در سخنرانی های مدیران و مسؤلین  به زبان می آید تعارفی بیش نیست آن هم از سر عادت، چرا که هنر امروز ما به باور بسیاری مورد غفلت وستم واقع شده است ، چه از نگاه مردم و چه در برنامه های مسؤلان ، وزن هنر امروز اصفهان  در ترازوهای مختلف ارقام مختلفی را نشان می دهد که نشان از عدم شناخت و در دست داشتن معیارهای درست در این حیطه است .

تیر ماه امسال با تآخیری یک ساله نمایشگاهی  با عنوان نمایشگاه نقاشی معاصر اصفهان< بخش فراخوان> در سالن نقش خانه ی حوزه ی هنری به نمایش در آمد که دومین گام حوزه از این نوع فعالیت بود، آثار به نمایش درآمده  شامل 34 تابلوی نقاشی با تکنیکهای مختلف  که بیشتر در قالب مکتبهای نوین نقاشی اجراشده بودند ، به گزارش دبیرخانه نمایشگاه این تعداد تابلو از بین 400 اثر از 115 هنرمند انتخاب شده و به نمایش گذاشته شده است ، آثاری که هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی نمره ی بالایی را به خود اختصاص نمی دهد، اگر چه این بخش از نمایشگاه  یعنی بخش فراخوان به دنبال شناخت چهره های تازه در عرصه نقاشی امروز اصفهان به حساب می آید و چهره های نام آشنای نقاشی اصفهان در این بخش حضور ندارند ، با این همه انتظار می رفت  با توجه به تعداد بسیار دانش آموختگان نقاشی در مقاطع مختلف دانشگاهی  و همچنین تعداد بسیار  علاقه مندان این رشته که به صورت آزاد به این فعالیت می پردازند به معدلی بالاتر می انجامید ، اگر چه در همین تعداد اندک اثر به نمایش درآمده  می توان شاهد آثاری جدی با هویتی بومی بود و به ادامه ی کار هنرمندش امید داشت اما با این همه گام دوم حوزه ی هنری در این راه گامی موفق  نبوده است  و چنانچه همین رویکرد  پیش رو باشد به قدمهای بعدی هم نمی توان امید چندانی داشت  ، مگر آنکه مسیر پیش رو و توان موجود دراین زمینه با چشم اندازی بلند ونقشه ای مؤثر مورد باز بینی و برنامه ریزی قرار گیرد.

در اینکه اصفهان همچنان از استعدادهای فراوان در این زمینه برخوردار است تردیدی نیست اما آنچه مهم است به فعل رساندن این قابلیت هاست در حد و اندازه ی این شهر و در خور جریان فرهنگ و تاریخش.

تاریخ به ما نشان داده است که  که انحطاط  و افول هنر به معنای نبود استعدادها نیست بلکه به معنی نبود بستری مناسب برای رشد انهاست، امری که مسؤلان و ومدیران فرهنگی باید به آن توجه جدی داشته باشند، هنرمند اگر چه در ناهموارترین عرصه های تاریخ مسیر خود را می پیماید اما این ناهمواری می تواند به کندی و یا کج روی و یا توقف امر هنر بیانجامد، کم نیستند دوره هایی از تاریخ که فقر هنر برگهای آن را بی رنگ کرده است.

پرسش از اینجا آغاز می شود که نقص کار کجاست؟ هرچند این سؤال به یک جواب صریح و مشخص منتهی نخواهد شد و و امور مختلفی در این میانه نقش دارند اما برخی موارد به خوبی آشکار است که در این میان نقد تخصصی و بی طرفانه سهم به سزایی دارد  نقد عملکردها در حیطه ها و مراحل  مختلف از  انگیزه ها گرفته تا آموزش از  نقد نمایشگاهی و جشنواره ای گرفته تا وضع اجتماعی و معیشتی هنرمند و همچنین نقد جدی عملکرد مسؤلان و مدیران این عرصه و البته دیده شدن آنچه پیش رو گذاشته می شود ، تا شاید به هموار ساختن این راه امیدی ایجاد شود، خلاء حضور منتقد در فرایند  فرهنگی به داوری های خطا و توهم آلود منجر می شود آنچنان که شده است و بی شک شعار <اصفهان شهر هنر> از این دست ادعاهاست  چرا که این دست ادعا ها بیشتر از جانب کسانی مطرح می شود که دستی بر این آتش ندارند و به یمن برخورداری از مقام و مسؤلیت و برخورداری از برد رسانه ای و برای خوش آمد شنوندگان نا آشنا و یا میهمانان بی خبر به تعارفاتی از این قبیل می پردازند، به طوری که این تعارفات به شکلی از عادت در رفتار مسؤلان  در آمده است و از آن دردناکتر آنکه وقتی مسؤلان بلند پایه به این شهر میآیند به عادت ما همان شعارهارا می دهند و ما نشـئه از این مدح بی پایه و بی مایه خماری خود را توجیه کرده و جشن می گیریم.

اگر دوران مدرن دوران عقلانیت  بود بی شک دوران پس از آن دوران نقادی است نقادی در همه ی زمینه ها و البته در مورد خاص ما هنر و بالاخص نقاشی.

طی سالهای گذشته شاهد تجلیل از برخی هنرمندان در این شهر بوده ایم ، اقدامی پسندیده که به همت نهادهای مختلف فرهنگی  انجام شد  که قابل تقدیر است اما تجلیل به تنهایی کافی نیست و حتا تجلیلهای بی اساس می تواند به کج فهمی در این عرصه منجر شود ، ما پیش از تجلیل و بیش از آن به تحلیل نیاز مندیم ، تحلیل تخصصی و مو شکافانه از افکار و رفتار تا خطاها به حد اقل برسد و استعدادها مجال ظهور پیدا کند وگر نه همچنان همانجا که هستیم خواهیم بود ، جایی که اگر غبار توهم را از آن بزداییم چندان جای خوشایندی برای ماندن نیست.

طهمورث بهادرانی . نوشته ای بر نمایشگاه نقاشی معاصر اصفهان 1389

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *